محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

604

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

ساخت . آن دو از راه دريا به اندلس در آمدند . عثمان به مردم اندلس نوشت : امّا بعد : قسطنطنيه ، تنها از راه اندلس گشوده مىشود ؛ اگر شما آنجا را بگشاييد ، در پاداش پيروز گران آنجا ، شريك خواهيد بود . و السّلام . مسلمانان ، همراه بربرها از سوى دريا و خشكى ، به قسطنطنيّه روى آوردند و خداوند آنجا و فرنگ را به دست مسلمانان گشود ؛ و آن سرزمينها به اندازهء افريقا ، بر توانايى مسلمانان افزود . چون عثمان عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح را بر كنار ساخت ، كار وى را به عبد اللّه بن نافع بن عبد القيس ، سپرد و عبد اللّه بن نافع بر آنجا فرمان مىراند و عبد اللّه ( 4 ) بن سعد ، به مصر بازگشت . پيوسته وضع اندلس همچون افريقا بود تا آنكه زمان هشام فرا رسيد ؛ وى زمين بربرها را از ايشان بازستاند ولى مردم اندلس ، به حال خويش بازماندند . 1 . اندلس جزيرهء بزرگى است كه طول مسافت آن به اندازهء يك ماه راه ، و عرض آن ، بيست و اندى منزل راه است كه در بيشتر جاهاى آن ، آب و درخت و ميوه به فراوانى به چشم مىخورد . اين سرزمين ، در جنوب كشور اسپانيا قرار دارد و از رودخانهء وادى الكبير سيراب مىگردد . اين ناحيه در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان افتاد ؛ و سپس طارق بن زياد در سال 92 ه با ده هزار تن سپاهى به آنجا لشكر كشيد و بر همهء اسپانيا چيره گشت ( طبرى 8 / 1235 ؛ ياقوت 1 / 376 ؛ آثار البلاد و أخبار العباد ص 503 ؛ فرهنگ معين 5 / 184 ) . - م . 2 . طبرى 5 / 2814 . - م . 3 . الأجلّ ، در افريقا به دست عبد اللّه بن سعد كشته شد ( طبرى ، همان ) . - م . 4 . در متن به جاى عبد اللّه ، عثمان آمده است و نمىتواند درست باشد . اين عبارت ، از روى متن طبرى ترجمه شده است . - م . ( 1 ) 371 / الف نامهء عثمان به على ( ع ) هنگامى كه گرداگرد او را گرفته بودند ( 1 ) إعجاز القرآن ، باقلانى ( مصر 1315 ه ) ص 68 ؛ لسان العرب ، واژه‌هاى « زبى » و « طبى » . امّا بعد ، به راستى كه سيلاب ، بالاترين جايگاه بلندى را فرا گرفته و گرفتارى بزرگتر از آن است كه دگرگونى پذيرد يا از ميان برود . رنج و اندوه بس بزرگ گشته و به برترين مرز خود رسيده است ( 2 ) ؛ و كسى در من آزمند گشته است كه حتى ياراى دفاع از خود ندارد . آنگاه كه اين نامهء من به دست تو رسد ، با من هماهنگ باشى يا نباشى ، به سوى من بشتاب . چنانچه من خورده شوم ، تو بهترين خورندهء من باش ؛ و گرنه ، تا پيكر من به دست دشمنان از هم نگسسته است ، مرا درياب ( 3 ) .